فردوسی مشهد
چکیده: (36 مشاهده)
این پژوهش با هدف تبیین امکان یا عدم امکان «استمرار هویت نفس» در پرتو یافتههای معاصر زیستشناسی انجام شده است. در بخش فلسفی، مبانی حکمت متعالیه دربارۀ هویت نفس، شامل تجرد، حرکت جوهری، و وحدت قوای ادراکی، مورد تحلیل انتقادی قرار میگیرد تا نشان داده شود که از منظر این مکتب، هویت فردی امری واحد، غیرمادی و مستقل از تغییرات جسمانی تلقی میشود. در مقابل، زیستشناسی مولکولی و فناوریهای نوین همچون بازبرنامهریزی سلولی (iPSC)، اصلاح ژنومی CRISPR-Cas9 و سنتز ژنومهای مصنوعی، مدلی زیستی از تداوم فردی ارائه میکنند که بر پیوستگی ساختارهای ژنتیکی و شبکههای عصبی استوار است. مقایسۀ این دو رویکرد نشان میدهد که هرچند علوم زیستی توان بازسازی گسترده ساختارهای زیستی را ممکن می دانند، اما نمیتوانند معیار فلسفی استمرار هویت شخصی را تأمین کنند؛ زیرا بازآفرینی زیستی صرفاً مشابهتی مادی ایجاد میکند، نه تداوم وجودی نفس. بر اساس یافتهها، هویت متافیزیکی قابل فروکاست به دادههای زیستشناختی نیست و نیازمند تفسیر فلسفی مستقل است. این مطالعه بر ضرورت گفتوگوی نظاممند میان فلسفه اسلامی و زیستشناسی نوین برای ارائه چارچوبی جامع در تبیین هویت فردی تأکید دارد.
نوع مطالعه:
پژوهشي - مقاله اصیل |
موضوع مقاله:
ژنتیک